تبليغاتX
« به محله چهارمردان قم خوش آمدید »
 
  چارمردون آی چارمردون - بعد از 103 روز
  سلام بر یکان یکان خوانندگان جان؛

از برای شما عزیزان امروز شعری در وصف چهارمردان همان زیباکنار ایران سروده ایم که بر جان شیرینتان گوارا می دهیم:

این ور دلم چارمردون
اون ور دلم چارمردون

این خیابونو اون خیابون
همه میگن چارمردون

خوانندگان جان بنده دوست دارم حالا که با ریتم شعر آشنا شدین، کلمه ی چارمردون که در شعر آمده را یک صدا با هم اوا کنیم...

داش علی غلام چارمردون
حاج مهدی هم چارمردون

علی خان و حبیب لاتم
دارن میگن چارمردون


عشق و صفا چارمردون
چای و نبات چارمردون

قلیون کش و قلیون نکش
همه میگن چارمردون


ساز و دهل چارمردون
رقص و تکون چارمردون

بندریا و تهرونیا
دارن میگن چارمردون


این ور قم چارمردون
اون ور قم چارمردون

باجکیا و اقاقیا
عشقشونه چارمردون


  +   یکشنبه سی ام بهمن 1390 ساعت 21:0  به قلم داش علی غلام 
  دلیل غیبت 192 روزی - ای خدا آخه چرا؟ آخه چرا؟
  

سلام؛

خوبین؟
ما رو ببخشین که چند وقتی نبودیم و الآنم کسلو بی حالیم...
اصلا حالمون خوب نیس...
می پرسید چرا؟...
دست رو دلمون نذارید که خونه خونه...
بد جوری حالمون گرفتس...
البته حال کل محله گرفتس...
حال چهارمردون گرفتس...
هرکجا توی این محله پا می زاری همه غمگین و بی حالن...
همه صحبت از یه رویداد مهم می کنن...
هنوز تو باورمون نمی گنجه...
بدترین چیز دیدن جای خالی اون توی محلمونه...
باورمون نمی شد یه روز چهارمردون رو بدون اون ببینیم...

ای بابا چقدر عجله دارین...
چرا دائم می پرسید مگه چی شده مگه چی شده...
خب بزارین یکم خودمون رو خالی کنیم و از این حال بیایم بیرون بهتون میگم دیگه...
ما هنوز تو شوکه حاصل از این حادثه ایم...

باشه میگم ولی قول بدین شما مثل ما خودتونو اذیت نکنین...

لامبرگینی حاج ابوالفضل رو که یادتونه؟(ای بابا چرا اینجوری می کنین؟ مگه قول ندادین؟)
آره همون زرد قناری محلمون...
میدونید چی شده؟؟؟
نالوتیا اسقاطش کردن...
اره درست شنیدین اسقاطش کردن...
قناری محلمون رو ازمون گرفتنو بین یه مشت گنجیشک مریض انداختن...

حالا

شما بگین... شما بگین...
توی این همه ماشینا کی میشه قناری واسه ما؟ ...

یکیشون ترمز داره با کیفیت ABS ... یکیشون ایربک داره با صد کلید در و برش...

شما بگین... شما بگین...
توی این همه ماشینا کی میشه قناری واسه ما؟ ...
 



  +   سه شنبه هفدهم آبان 1390 ساعت 12:45  به قلم داش علی غلام 
  ايشااله قسمتتون بشه تو جووني بيايد سفر عمره
  

اين پست رو از مدینه منوره میزارم 

به یاد دوستان واقعی و سایبری هستیم!!


  +   شنبه دهم اردیبهشت 1390 ساعت 18:46  به قلم داش علی غلام 
  حضور مجدد بعده یه غیبته طولانی
  سلام

دیروز یکی از بچه ها (همون که همش شعر میگه برا چارمردون) یه پیام برام فرستاد که دیدم باید بزارمش رو سایت!!!

اینم پیام:

یه لقمه نون
یه کاسه ماست

یه عشقه پاک
یه حرف راست

مرام چارمردونیاس

 


  +   دوشنبه یازدهم بهمن 1389 ساعت 18:0  به قلم داش علی غلام 
  دوباره اومدیم بعد از 186 روز - میلاد خانم حضرت معصومه (س) مبارک
  

سلام
بعد از ۶ماه و خورده ای با برنامه ای که دیشب مسجد چهارمردون گرفت مجبور شدم به روز کنم!

عکسای برنامه دیشب که گلباران حرم حضرت معصومه بود رو می زارم که یه افتخار کنید به همشهریاتون!

گلباران 1

2


باقیه مطلب
  +   شنبه هفدهم مهر 1389 ساعت 18:0  به قلم داش علی غلام